دانلود کنید: نسخه اول پیش نویس قانون اساسی نوین ایران
Download in pdf: Iran’s New Constitution_Draft for Comments
پيش به سوی
قانون اساسی نوين ايران
نسخه اول
(متن پيشنهادی جهت بررسی مقدماتی همگانی)
آبان 1388
http://greenlawyers.wordpress.com/
قانون، اساسی، نوین، ایران، حقوقدانان، جنبش، سبز، قطعنامه، اتحاد برای دمکراسی
دانلود کنید: نسخه اول پیش نویس قانون اساسی نوین ایران
Download in pdf: Iran’s New Constitution_Draft for Comments
پيش به سوی
قانون اساسی نوين ايران
نسخه اول
(متن پيشنهادی جهت بررسی مقدماتی همگانی)
آبان 1388
آخرین کلام در بلاگفا
با سلام و عذر خواهی ازهمه دوستانی که در این مدت نتوانسته ام به آنها سر زده و به پیامهابشان پاسخ دهم اطلاع میدهم که این آخرین پست من در بلاگفا میباشد.امیدوارم ، دوستان بسیار عزیزی را که در این مدت با بازدیدها و پیامهایشان همیشه مرا شرمنده محبتهای خود کرده اند این کوتاهی را بر من ببخشند .
با محدودیتها و عدم امنیت د ر بلاگفا ، وبلاگهای سبز به سوی سرویسهای دیگر رهسپار شده اند.
در جستجوهای خود برای کوچ همیشگی از بلاگفا با این سایت
( http://web3b.wordpress.com/) برخوردم که راهنماییهای بسیار ارزنده و مفیدی را ارائه داده است. برای اطلاع دوستان در اینجا با معرفی مختصر و ارائه لینک آن سایت کسانی را که در فکر تغییر منزل هستند را به بازدید و بر رسی مطالب آن دعوت میکنم.
در بین سرویسهای ارائه دهنده خدمات برای وبلاگ نویسان نام دو سایت بلاگر و وردپرس در مرتبه بالاتری از دیگر سایتها قرار گرفته است. با مطالعه راهنمایی های این سایت برای ایجاد وبلاگ و آشنایی با شیوه کار در دو سایت وردپرس و بلاگر، میتوانید برای انتخاب و تصمیم گیری بهتری عمل کنید.
وردپرس* یک نرم افزار وبلاگنویسی است. یک سکوی انتشار شخصی پیشرفته در عین حال ساده و زیباست. در وردپرس به سادگی، زیبایی، کارایی و پیروی از استانداردهای وب بسیار اهمیت داده شده است. گستردگی افزودنیها، پوستهها، مستندات و پشتیبانی * این سیستم مدیریت وبلاگ را برای مدیریت هرگونه وبلاگ یا وبگاه با هرگونه امکانات سازگار نموده است. وردپرس قدرتمندترین و پرکاربردترین نرم افزار وبلاگ است که توسط آن میتوان وبلاگ، فتوبلاگ، پادکست بلاگ، گالری، فروشگاه و… ایجاد و مدیریت کرد+.
راهنمای کامل ایجاد وبلاگ در وردپرس دات کام
وردپرس از محبوبترین سرویسهای وبلاگنویسی در میان کاربران وب است که بیشترین رشد را در مقایسه با دیگر سرویسهای وبلاگنویسی در میان کاربران وب داشته است. وردپرس دات کام با سرویس مدیریت محتوای وردپرس دات ارگ مدیریت میشود. هر چند ایجاد وبلاگ در وردپرس با چند کلیک ساده میسر میشود، اما همین امر ساده برای بسیاری پیچیده و غیر ممکن است. در این مقاله ایجاد وبلاگ در وردپرس دات کام بصورت مرحله به مرحله شرح داده میشود. مقاله ی «آموزش کامل وردپرس دات کام؛ معرفی همه ی بخشها، تنظیمات، امکانات» نیز وبلاگنویسی در وردپرس دات کام را بصورت کامل آموزش میدهد.
لینک کامل مطلب:
http://web3b.wordpress.com/2008/08/19/wordpress-com-singup/
آموزش کامل بلاگر؛ معرفی همه ی بخشها، تنظیمات، امکانات
بلاگر از محبوبترین سرویسهای وبلاگنویسیِ است که بیشترین وبلاگها را در مقایسه با دیگر سرویس دهنده ها به خود اختصاص داده است. بلاگر* در سال 1999 توسط پایر لبز (:Pyra Labs) ایجاد و در سال 2003 توسط گوگل خریداری شد. ایجاد وبلاگ در بلاگر در مقاله ی «راهنمای کامل ایجاد وبلاگ در بلاگر» بصورت مرحله به مرحله آموزش داده شد. در این مقاله بخش های مختلف، تنظیمات و نکاتِ مهم وبلاگنویسی در بلاگر توضیح داده میشود.
.لینک کامل مطلب:
http://web3b.wordpress.com/2008/09/07/blogger-admin/
====================================
روز وعده ی خدا رسیده است
کلام خدا بود
که خود گفت:
مرا بخوانید
تا شما را اجابت کنم
و تا قومی خود نخواهد
تغییر سرنوشتی برایشان
نخواهد بود.
.................................
دلهایمان لبریز درد وخشم
از تعفن قدرتی
که در مرداب گندیده ی خودپرستی و فریب و جنون
مشام زندگی را
در کوچه ها
با بوی خون و کینه و نفرت
دل آزرده کرده است
بیایید با هم برویم
در کوچه های شهرمان
همراه با خدا
قدم بزنیم
که وقت دیدار
رسیده است
برایش بگوییم
که در سرزمین او
بی او
بر ما چه رفته است
برایش بگوییم
از سهرابهایمان
از نگاه به خون خفته ی نداهایمان
از گورهای بی نشان
و از تن های مثله و مچاله ی اسیرانمان
در زیر شکنجه ی کرکسان ولایت فقیه ی
که نام خدا را به تزویر
یدک می کشد
بیایید با هم برویم
که ز فریادهایمان
خدا هم به شهرمان آمده است
تاب اش نمانده است
از رویت مردمی مظلوم
که برای آزادی و فلاح
سینه ها را سپر کرده اند
ما وعده ی او را طلب کرده ایم
ما اراده ی تغییر
سر داده ایم
ما در برابر آتش تفنگ
نام او را فقط
صدا کرده ایم
بیایید با هم برویم
دوش بدوش هم
در بر خدا
قدم بزنیم
روز حکم مردمان
رسیده است
روز وعده ی خدا
رسیده است
وقتی که با همیم
خدا با گامهای ما
همگام و یار ماست
بیایید در این روز و روزها
در کوچه های شهر
با خدا قدم بزنیم
دلتنگی و یاس و ترس
تنها از آن خلیفه ی مکار رو سیاست
این روزها
روز اجابت وعده های خداست
روز سرنوشت و ارادۀ ماست
============================
ادرس تازه وبلاگ من در بلاگر:
http://ghessehaye-shab.blogspot.com/
جنگ نرم افزاری رژیم دیکتاتوری که با شدت به بستن و فیلتر کردن وبلاگهای سبز
و شناسایی و دستگیری وبلاگ نویسان عمل میشود به گسترش دامنۀ عملیات شناسایی
خود اقدام کرده اند.
از جملۀ این شیوه ها که در مورد وبلاگ من هم اجرا شده است و به همین دلیل این پست را
برای آگاهی عمومی و طلب یاری از دوستان خبره در وبلاگ نویسی به آن اختصاص داده ام
این است که:
- چند بار پیامهایی با نامهای گوناگون در قسمت نظرات برایم رسیده بود که با کلیک بر روی
آنها ویروسهایی را دریافت کرده ام که کل ویندوز را به هم ریخته اند و در نتیجه فایلهای خود
را از دست داده ام.خوشبختانه به خاطر داشتن ذخیرۀ اکثر فایلها ،همۀ آنها را از دست نداده و
به وبلاگ نویسی خود ادامه داده ام.
- در ادامه این جریان، بعضی وبلاگها با نما و شعارهای جنبش سبزدر قسمت نظرات ،برایم
پیام دوستی و آشنایی گذاشته اند که با کلیک کردن وبلاگ آنها ،بعدا متوجه شده ام که در رایانه
من فایلهایی وارد شده است که ارتباطات و فایلهای ذخیره مرا شناسایی و کنترل میکنند.
با اینکه چند بار با حذف کل سیستم خود سعی در پاکسازی و حذف فایلهای مذکور داشته ام
اما دوباره با این مسئله روبرو شده ام.
احتیاط من از جهت دوستان و یاران سبزداخل ایران است که احتمال شناسایی و دستگیری
آنها با مراجعه به قسمت نظرات و کلیک بر روی پیامهای وارده و یا طرق دیگری که من
خوب نمی دانم، ممکن است.
بدین وسیله به همه دوستان داخل ایران که همیشه مرا شرمندۀ محبتهای خود کرده اند
اطلاع میدهم که جوانب امنیتی را در بارۀ شیوه های جاسوسی و شناسایی مخالفان
از طریق وبلاگها را در نظر گرفته و آنها را مراعات کرده و روشهای مقابله با آن را به من و دیگر
دوستان اطلاع دهند.
آدرس ایمیل من برای تماس :
طاقت و توان و شکیبایی را
روزی میبرد
سیل اشک
و می شکند
قامت تحمل و سکوت را
هق هق گریه ای
که در گلو مانده است
وقتی که حجم سینه را
جایی نمانده است
حتی برای یک آه
حتی برای یک آه
اشک جاری میشود
از ریشه های جان
تا شانه های ستبر
تا گونه های سرخ
و سبکبالی جانفزایی
ز ره میرسد
درین دیار بغض آلود
به هر کوی و خانه ای
بسی اشکها جاریست
ز بیداد و ظلم و دیکتاتوری
که سالیان سال
به درازای نسلها
بر دل نشسته است
خیزش سبز رهایی
بغضهای دل ما را گریه می کند
و سبکبالی جانفزا
با نسیم آزادی
بر این دیار کهن
به سلام آمده است
ای نور رحمان بتاب
ای مهر تابان بتاب
بر همه خاک میهنم
مهد دلیران بتاب
ما براه آزادی
موجیم و طغیانیم
بر همه ظلم و ستم
ما چو مشت طوفانیم
ما ندای ابرانیم
بر علیه بیدادیم
ما سروش انسانی
ما امید فرداییم
ای نور رحمان بتاب
ای مهر تابان بتاب
بر همه خاک میهنم
مهد دلیران بتاب
ما سرشک مادرها
ما بغض فریادیم
ما شرار و شور خلق
ما خروش خونهاییم
شور و عشق و زندگی
در رگان جانهاببم
آذرخش و رگباریم
مژده ی بهارانیم
ای نور رحمان بتاب
ای مهر تابان بتاب
بر همه خاک میهنم
مهد دلیران بتاب
ز هر سو فتنه می بارد
دلم رو بر خدا دارد
ز هر سو خصم می تازد
دلم شور و شرر دارد
نه بیگانه
نظر بر حق انسانیست
نه فرعون را
سر عقل آمدن دارد
کسی را غیر این مردم
به سوز درد ایران نیست
رهی جز سیل و توفانی
به دست مردمانم نیست
چو پاییزی شررانگیز
چو بارانی سکوت آمیز
دلم بر بیکران خلق
به امواجش نظر دارد
گهی دریای آرامیست
گهی موج خرامانیست
به رنگ سبز دلهایش
گهی رقصی ز جان دارد
ز هر سو فتنه می بارد
ز هر سو فتنه می بارد
دلم رو بر خدا دارد
دلم شور و شرر دارد
مهر
ماه همصدایی یاران همکلاس
ماه نوشتن مرگ بر دیکتاتور
با رنگ امید سبز آزادی
بر پای تخته سیاه و سینه ی هر دل و دیوار کوچه هاست
مهر
یاد و خاطره یارانیست
که بجای نشستن بر نیمکت کلاس
در سردابه های نفرت و خشم
برتخت تعزیر ولایت فقیه
قربانی فاشیسم و دیکتاتوری
با نام مذهب اند
***************************
تعزیر = نام شکنجه در فقه حکومت اسلامیست.
با سلام و درود بر تمام دوستان و جنبش وبلاگی سبز
چندیست که در بلاگفا وبلاگهای سبر به مرور فیلتر میشوند
برای مبارزه با فیلتر شدن وبلاگها و امنیت بیشتر پیشنهاد میشود
گه بطور همزمان در بلاگر هم وبلاگ خود را ایجاد کنیم تا در صورت
مواجهه با فیلتر شدن در امر خبر رسانی و آگاهی بخشی
دچار خلل نشده و ارتباطات وبلاگی خود را از دست ندهیم.
این وبلاگ با نام قصه های شب در آدرس:
http://ghessehaye-shab.blogspot.com/
ایجاد شده است.که به مرور نوشته های خود را به آنجا انتقال میدهم.
ار دوستانی که در بلاگر وبلاگ دارند و یا ایجاد میکنند در صورت تمایل
خودشان تقاصا دارم که مرا با خبر کنند تا در آن وبلاگ در پیوندها قرار
گیرند.
موفق و پایدار باشید.
از ناباوری
از شک و تردید
بر رویش جوانه ها ی سبز
گذشتیم
در کوچه های داغ
با پاهای برهنه ی ورم کرده
چون دلهایمان
ابرهای تیره را
باد میبرد
آفتاب میدمد
و در کوچه های گرم
تا قلب شهر
میدود پیچک سبز امید
بر سینه ی هر دیوار و خار
بر سر هر پیچ مویرگ
رویش سبز
حضور زندگیست
حضور مردم است
مرگ دیکتاتوریست
طلوع آزادیست
خونریزی مغول را شنیده ایم ولیک
کشتار را با دروغ و پرده پوشی و فریب
هرگز چنین ندیده ایم
چپاول و غارت و تجاوز اعراب را بنام دین
در برگ برگ روزگار میهنمان ورق زده ایم ولیک
جنایت و تزویر را بنام دین
هرگز چنین ندیده ایم
دراین دیار کهن
اسطوره های دلاوری
بسیار بوده اند ولی
حلاج وار
زاهدان ریاکار دین فروش را
کسی چنین رسوا نکرده بود
که موج سبز عصیان مردمان
با بدنهای لت و پار از شکنجه ها
با بدنهای سوخته و رها شده
در خاکهای بی نشان
با آه و مویه و صبر مادرانشان
با آزادمردان دلیرشان
که جنایت و دروغ را بی پروا
بر سرهر کوی
فریاد کرده اند
رسوا نموده اند
با یک امید و یک اراده و یک گام
موج سبزصلح و آزادی
حاکم این دیار اهوراییست
گامی ز فریاد تا اعتصا ب
مرگ دجال روزگار ماست
مرگ دیکتاتوریست
قبیله تون آی آدما
چرا همش شقاوته
چرا همیشه جنگ و خون
چرا همیشه ماتمه
قبیله تون آی آدما
چرا همش خود خواهیه
چرا همه تو گردابه
خود خواهیتون تو غرقابه
قبیله تون جدا جدا
کارونا جدا جدا
قبله ی نور و عشق و مهر
کجا مونده آی آدما؟
وقتی که خاک
عقیم می شود
از ظلم ظالمان
بجای گندم
ستاره میروید
در سرزمین من
و سر می کشد
تا اوج آسمان .
آسمان و خاک شهر من
با خاطراتمان
در همیشه ی تاریخ
پر از ستاره است .
شهر من
شهر ستاره هاست .
ازبدو وجود آدمی ، عرصۀ خاک
گه خون شد و گه غبار و گه اندوهناک
در دایرۀ تنگ خود و جنگ و نبرد
سر ، پای ، فتاده در ، خاک و مغاک.
******************************
خلق هر چه کند،برای هستیش میسازد
گر بوسه به مرگ زند،برای زندگی میبازد
ناموس همه جهان چنین بنوشتند
هر کس که ز خود گذشت، بر او خدا مینازد.
من از قبیلۀ باران ، دلتنگی و محبتم
من از قبیلۀ مهتاب ، زمزمۀ ستاره ام
من از قبیلۀ عشقم ، شرارۀ زندگی ام
من از قبیلۀ انسان ، انس همه زنده گیم
من ار قبیلۀ توحید ، شکستن بنده گیم
من از قبیلۀ عرفان ، سرود این زنده گیم
من از قبیلۀ ققنوس ، زنده به مرگ و آتشم
من از قبیلۀ امواج ، خروش بی قراری ام
من از قبیلۀ فریا د ، به شیخ و شاه و ظلمتم
من از قبیلۀ عصیان ، قیام سرخ توده ام
من از قبیلۀ خاکم ، ز کوه و رود و صخره ام
من از قبیلۀ توفان ، به وقت خشم ملّتم
من از قبیلۀ ایران ، در تپش آزادیم
من از قبیلۀ سیمرغ ، پرنده ی رهاییم
دل ما
همیشه سبز است
همیشه سبز
در تمام فصول
برف و کولاک وبلور یخ نیز
بر قامت دلهایمان زیباست.
ایستاده ایم سبز
سبز سبز
همیشه سبز
در تمام فصول
رنج و درد و شکنجه و اشک نیز
بر گونه هایمان زیباست.
دل ما همیشه سبز است
ایستاده و سبز
همیشه سبز
در تمام فصول.
دل ما
ریشه در عشق و زندگی دارد
ریشه در خاک وباد و ابر
انسی است میان دل و هستی و خدا .
دل ما
دل یک انسان است
ایستاده و سبز
همیشه سبز
حتی به فصل شکنجه و مرگ
دل ما ریشه در هستی و خدا دارد.
وقتی که صدای هر اعتراض
و شکوه و فریاد
بر علیه بیداد و ستم
و دروغ و فریب
با تازیانه و سلول و چوبه های دار
پاسخ میگیرد
برای زندگی
بی خفت و ننگ
راهی مانده است؟
هلا ای تهمتنان
ای دلیران و شیران ایران زمین
دست در دست هم
هر روز در کوچه ها
آتشی بپا کنیم
جان را سپر کنیم
بغیر از آتش و خون و قیام
راهی نمانده است.
تقدیم به جوانان دلیر و مردم پاک ایران زمین
که با قیام خود لرزه بر پیکر ضحاکان مار بدوش افکنده اند.
من ز رگبار زاده ام
در رعد و برقی
از میان سیاهی ابر
وز آذرخشی که می شکست
تاریکی شب
من ز رگبار زاده ام
از غریو و فریا د
در قیام خلق
از ندای رسای آزادی
از نای به خون نشسته ی چشمان ناباوری
که مرگ را به تیر شقاوت آدمی
که بر خود نام خلیفه ی خدا می نهاد
باور نداشت.
من ز رگبار زاده ام
ز رگبار تازیانه ها
در زیر زمین شکنجه گران اوین
از چاک زخمه ها
از آه و اشک و خون دل مادران
که در انتظارخبری نشسته اند
در پای دیوارهای زندان اهریمنان
آری من از رگبار
در دل سیاهی ظلم زاده ام
از خونهای گرم روی آسفالت داغ
با وجودی مملو از خشم و کین
چو توفان وسیلی که میرسد ز راه
تا بروبد
تمام پلیدی و دروغ و فریب ولایت فقیه
که از خاک لجن و سیلابی
گل عشق و گل گندم
میروید.
سرزمین من
همیشه در دو بلای عظیم
گرفتار مانده است.
یکی را
داعیۀ سلطنت قلبهاست به هر زمان
و یکی دیگر
بنام سایۀ خدا
حکم میزده است.
در طول قرنها
شلاق حاکمان را
داعیان سلطنت قلبها
تبرک کرده اند
و بر دست شاهان بوسه میزدند.
اینک
شلاق رنج و فقر و ستم
در دست خلیفۀ خداست
او خود حکم اعدام میدهد
خود حکم شلاق و شکنجه میدهد
و خود تازیانه را
با ورد و دعا
تبرک می کند.
تقدیم به ندا ، سمبل مقاومت
و شهیدان راه آزادی و دمکراسی ایران
****************************
زندگی
پژمرده بود
هر جا که آدمی
بر جای خدا
نشسته بود
***************************
دنباله در ادامه مطلب...
از جنگ بیزارم امّا
برای دفاع
از موجودیت و بقا
برای آزادی و برابری
سینه را سپر می کنم
و آغوش می گشایم
برای مرگ
وقتی که راهی نمانده است
برای زندگی
جز ننگ و ذلت تسلیم و برده گی
زیرا که جنگ من
جنگ آزادیست
جنگی برای صلح
جنگ برابری
جنگی برای دفاع
جنگ زندگیست .
و هر جنگی دگر
بجز دفاع مظلوم
از ظلم ظالمان
طغیان باطلی است
که مرگ می کارد و کینه می درود
و جنگ در پی جنگ .
آری آری
از جنگ بیزارم اما
ارابه های مرگ
از حرکت باز نمیمانند
تا گلولۀ ضدّ تانک را
در جدار خود
حسّ نکنند .
مردم پاک وطنم
که در تو روح ایزد است
ای تو جوان سرکشم
که در تو قلب آرش است
ز یک نفس از نفست
مرده بدم ، زنده شدم
ز یک قدم از قدمت
دولت پاینده شدم
ز مکر اهریمنیان
ز جان و دل شعله شدم
ز هر قدم تا قدمی
آتش سوزنده شدم
****************************
جست زنم ، خیز زنم
بر تو همی سنگ زنم
گر ندهی تو رای من
آن سر پر فریب تو
بر سر سنگ همی زنم
*****************************
صد جان برافشانم بدان
تا کار تو پایان رسد
از جا نمی جنبم بدان
تا مهر آزادی رسد
باز هلهله و غوغاست
در شهر ستم باران
باز شعر و شعار و مرگ ...
فریاد ستوه خلق
از ظلمت و بیداد است .
امروز همه فریاد
از بغض فرو مانده
با مشت گره کرده
چشم در چشم شقاوتها
بیداد فراعنها ،
جاریست سرود جان
آزادی و صلح و نان .
در پیش مردم جهان
در کوچه ها
سیاست یعنی دروغ
یعنی فریب .
در سیاست جهان
حرف و عمل
از هم جداست .
باید بگونه ای سخن گفت
که نیّات واقعی
پنهان مانده باشد .
ادعاها در سیاست جهان
بنام صلح و آزادی و برابری
توجیه منافع و بقاست .
در سیاست جهان
سیاست یعنی دروغ
سیاست یعنی فریب .
انقلابها نیز به وقت پیروزی
اسیر سیاست شده اند .
و در پیروزی و اقتدار
به منافع و بقا فکر می کنند .
آری آری
سیاست حاکمان
در تعریف مردمان
با دروغ و فریب
یکی شده است .
ولیک در کوچه های زندگی
سیاست ،
با کلام جاودان اهوراییان
با پندار نیک
با گفتار نیک
با کردار نیک
در پیوند دستهای مهربان
با رنج و خون و آه و اشک
با صداقت دلهای مردمان
برای واژگونی جهانی پر از دروغ
گره خورده است.
من چو رویای بشر
چون سایه در مهتاب شب.
من یک آواز غمم،
چون آرزوی نی لبک.
من همه دلتنگی یک غربتم،
یک آرزوی بی تمام
وصلت یک قطره باران،
با تمام موج هستی
بی فنا و بیقرار و بیکران.
من یک انسانم،
نیازم،
آرزویم،
خواب و رویایم ،
همیشه زندگی است.
زندگی بی عشق و انس و عدل و آزادی،
همیشه بندگیست.
در ره عشق جان سپردن،
زندگی،
آزاده گیست.
لب رود
مینشینم
بر دل
دشت را تشنگی است
آب باران خواهد
سیل و توفان خواهد
خاک هم چون دل ما
چاک شده است
میروم کوی به کوی
میروم سوی به سوی
نبض ها بی طپش است
دشت را تشنگی است
رعد و برقی باید
موج رگبار و تگرگی باید
شکند تیرگی و بهت نگاه
ببرد سینه ی چاک همه خاک
دشت را تشنگی است
سیل و باران خواهد
بوسه ی عشق و نوازش خواهد
رویش سبز رهایی خواهد
دشت را با دل من تشنگی است
در تمنای سرود باران
سیل و توفان و رهایی مانده است
از اتاقی تاریک
بی نور و روزنه
درهای بسته را
یک به یک،
به اتاقی دیگر
باز میکنیم.
فضایی،
در فضایی دیگر،
و دری
در پشت در.
همیشه در مقابل دری بسته ،
مانده ایم.
اگر کسی
بیاد آورد
که قبل از تولّد ش
مرگ را دیده است
چه خواهد شد ؟
ندیده ام که کسی
بیاد آورد
که قبل از تولّد ش
مرگ را دیده است .
اگر کسی تولّد ش را
بعد مرگ تماشا کند
چه خواهد شد ؟
اگر امتداد خطی زمان را
در ذهن بشکنیم
چه خواهد شد ؟
آیا ما
تاره در ابتدای آفرینشیم ؟
چه می گویید
اگر زمان
چون دایره ای باشد
به دور ما
یا چو سطح خاک
در مقابل تابش نور
یا چو منظومه ای ار ستارگان ،
نه چون خط فاصله
از حال
به گذشته ای
و سوی دیگر
آینده ؟
خطای حواس را دیده ایم
و تنگنای کلام را
چه خواهد شد اگر
یکباره قید و بند ذهن آدمی فرو ریزد
و چشم بگشاییم
که در تنگنای ذهن و زبان
از حسّ زمان
محبوس مانده ایم ؟
چه خواهد شد
اگر وقت دگرگونی جهان
ما را فرا رسد
و دوباره در تماشای خود
بنشینیم ؟
وقتی که بچه ها مون
کت مونو میپوشه
کفشا مونو میپوشه
مثل بزرگا راه میره
همه خنده ش میگیره
اونم خنده ش میگیره.
وقتی یکی رو چهره ش
خط و خالای گلی و زرد و سفید میذاره
با یه کلاه شیپوری ، رو سرش
ادا و شکلک میاره
همه خنده ش میگیره
اونم خنده ش میگیره.
وقتی می بینیم که یکی
ساده دل و بی سواد
روزنامه و کتابو بر عکس میگیره تو دستاش
ادای عالما رو در میاره
همه خنده ش میگیره
اونم خنده ش میگیره.
اما اگه به فرعون
یا به شاه
و هر کسی مثل اون
بگین که از تخت سرخ
پایین بیاد
یه جا بشینیم زمین
داد میزنه
جلادو زود میخونه
که زندگی و مرگ
بدست منه
یکی رو گردن میزنه
یکی رو هم می بخشه
همه گریه ش میگیره
اون وقته که
اونم خنده ش میگیره.
اگه به آدمایی
که همۀ هستی رو
تو کتابی مینویسن
با کبرو فخرو نخوت
تو دستشون میگیرن
بگین که زندگی و هستی خیلی
بزرگتر و قشنگتر از این چیزاست
بعضیاشون
کتابای دیگه ای رو
وعده میدن بنویسن
وقتی که علم بشر
بیشتر و بیشتر میشه
بعضیا هم قیاسایی میسازن
صغرا و کبرا رو می چینن رو هم
پله پله میرن تا عرش خدا
از اون جاها فتواهایی میارن
حکم خودو حکم خدا میخونن.
اگه به این رمالا
بگین کتاب آفرینشو
خود خدا نوشته
رو برگا ، رو سنگا ، روی دلا نوشته
آسمون وریسمونو بهم نبافین
خودتونو جای خدا نذارین
چنون چماق تکفیر
توی سرت میکوبن
که زیر پای جلاد
میافتی و خونت مباح و جاری خاک میشه
اونوقته که
همه گریه ش میگیره
اونم خنده ش میگیره.
کی میشه که
اشکامونو پاک کنیم
بازم همه بخندیم؟
ای مام وطن
چه بس پریشانی باز
آشفته نگاه وگیسوانت بر باد
سر،
پای و دل ودیده،
به خونت بینم
اندوه و نگاه و اضطرابت بینم.
دلشورۀ دخت و پور و فرزند؟
دلشورۀ سرنوشتِ در بند؟
تاراج قرون را نشده ست پایانی؟
پیکار رهایی نشده ست انجامی؟
با من سخنی بگو که سخت دلخونم
آشفته دلم،
دربدر هر کویم.
پژمردۀ بیگانه و پیمان شکن و گمراهی
آواز و نگاه غرقه درخونم
با من سخنی بگو
بگو قصۀ بیداد
از رنج و نبرد مردمی ،
اسیر استبداد.
از گُرد و دلیران غیورت خبری گو
عیار و یلان و شب روانت خبری گو
از زردی رخسار نسیمی به سر دار
از جوش و خروش جنگل سبز
از شعلۀ پر شرار آذر
از تیز روان دشت و صحرا
از سنگر کو به کوی هر بام
از مشت گره کرده و فریاد
از خیز و قیام توده هایت خبری گو.
باران سیاه فتنه ها میبارد
از هر طرفی سیل بلا میبارد
بیگانه و بیداد به ساز دگری
بازیّ نوی برایمان میسازد.
بگذار که سر نهم در پایت
بگذار که بوسه ها زنم بر خاکت
درپای تو مرگ،شیرین باشد
یک نوازشت دم مسیحا باشد.
آن چوبۀ دار،که در ره آزادیست
شاهد تو بمان،عروج من باشد
معراج من از صلیب عشقت باشد.
آغوش گشا،
نوازشی کن مادر
بازوی مرا ببند،
به مُهر خونین پدر.
آن راه رهایی ره من باشد
آزادی و صلح،
و یا که مرگ سرخم
تنها ره زندگانی من باشد.
من رویین تن شده ام
از صداقتی زلال
چون چشمه ها
شفاف و پاک و و روشن
شما هم خود را بنگرید
در زلال من .
من رویین تن شده ام
نه با ورد و افسانه و افسون
بل ز ایمان
به انسان و آزادی و برابری
که در دلم
خانه کرده است .
من رویین تن شده ام
از عشق زندگی
که دلم را احاطه کرده است .

